یک روز ساده در مارین

قصه های روستا

یک روز ساده در مارین

۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۱

اگر بخواهی یک روز را در مارین زندگی کنی، لازم نیست دنبال اتفاق خاصی بگردی. همین زندگی ساده روستا خودش دیدنی است.

صبح، وقتی هنوز هوا خنک است، کم‌کم صدای رفت‌وآمد در کوچه‌ها شنیده می‌شود. بعضی‌ها راهی باغ و زمین می‌شوند و بعضی‌ها مشغول کارهای روزمره خانه. زندگی اینجا هنوز ارتباط نزدیکی با زمین و طبیعت دارد.

در فصل برداشت، حال و هوای باغ‌ها عوض می‌شود. مردم بیشتر کنار هم هستند و محصول باغ و زمین، نتیجه ماه‌ها زحمتشان را نشان می‌دهد. عصرها هم وقتی هوا خنک‌تر می‌شود، کوچه‌ها دوباره جان می‌گیرند و دیدارها و گفت‌وگوهای همسایه‌ها شروع می‌شود.

برای ما که سال‌هاست اینجا زندگی کرده‌ایم، شاید خیلی از این چیزها عادی باشد؛ اما وقتی مهمانی از بیرون می‌آید و از آرامش روستا، باغ‌ها و خانه‌های قدیمی تعریف می‌کند، تازه یادمان می‌افتد چه گنجی را هر روز کنار خودمان داریم.

مارین شاید برای مسافر یک مقصد گردشگری باشد، اما برای ما خانه است؛ خانه‌ای که هر صبح از نو زندگی در آن جریان پیدا می‌کند.