مارین؛ جایی که خاطراتمان در کوچههایش جا مانده است
۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۰
ما که در مارین بزرگ شدهایم، شاید بیشتر از هر کسی بدانیم که اینجا فقط یک نقطه روی نقشه نیست. مارین برای ما بوی باغهای انار و انگور، صدای آب و خاطرات روزهای کودکی است.
صبحهای روستا با صدای زندگی شروع میشود؛ با رفتوآمد مردم، صدای پرندهها و نسیمی که از میان کوهها و باغها میگذرد. فصل که عوض میشود، مارین هم رنگ دیگری به خودش میگیرد. بهار که میآید، باغها جان میگیرند و تابستان، سایه درختها پناه روزهای گرم میشود.
قدیمترها، خیلی از روزهای ما در همین کوچهها و باغها میگذشت. بچهها بازی میکردند و بزرگترها کنار هم از کار و زندگی میگفتند. هنوز هم وقتی به بعضی از آن خانهها و کوچههای قدیمی نگاه میکنیم، انگار بخشی از گذشتهمان دوباره زنده میشود.
مارین را شاید به طبیعت زیبا و معماری خاصش بشناسند، اما برای ما ارزش واقعی روستا در آدمهایش است؛ در مهماننوازی، در دورهمیها، در غذاهای محلی و در رسمهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند.
امروز اگر کسی از ما بپرسد چرا مارین را دوست دارید، جواب سختی نداریم؛ چون بعضی جاها را نمیشود فقط با کلمات توصیف کرد. مارین بخشی از زندگی ماست؛ جایی که خاطراتمان در کوچههایش جا مانده و هنوز صدای گذشته را میشود میان باغها و خانههایش شنید